شهریور
۱۳۸۷
خارجی کثیف با کله سیاه آواره فرقی نداره
من نمیدونم ما داریم عقب می ریم یا این دو سه روزه خیلی به نژادپرستانی که توهم میهن پرستی دارند بر میخورم.
در جریان مسابقه فوتبال بین دو تیم پرسپولیس تهران و ذوبآهن اصفهان، کریم باقری از پرسپولیس با دروازهبان سنگالی ذوبآهن اصفهان یعنی «عیسی اندوی» برخوردی داشتند که منجر به هل داده شدن کریم توسط این دروازهبان شد.
گزارشگر نسبتا محترم بازی جناب آقای علیفر در این صحنه چنان عرق ملیشان گل کرد که بیطرف بودن به عنوان گزارشگر یک رسانه عمومی ( و نه خصوصی و هوادار) را یادشان رفت و خطاب به دروازهبان ذوب آهن گفت هرکاری میخوای بکن که از فصل بعد دیگه دروازهبان خارجی قبول نمیکنیم و در پخش مجدد و صحنه آهسته این درگیری بسیار کوتاه به جای اینکه از نام وی یا عنوان «دروازهبان ذوب آهن» استفاده کنه مجداد ذکر کرد حرکت ناشایست از یک خارجی! (با تأکید بر روی خارجی بودن دروازه بان مذکور!) طوری که انگار این حرکت ناشی از ایرانی نبودن یا سیاهپوست بودن اونه. انگار بازیکنان ایرانی اسوه اخلاق و ادب هستند و این خارجی اومده لیگ فوتبال ایران رو به قهقرا ببره.*
از اونطرف داور مسابقه crazy گفتن کمک مربی برزیلی پرسپولیس رو که طبق عرف باید ناخشنودی اون مربی از وضعیت تلقی میشد توهین فرض کرده و احساس کرده مچ این خارجی رو با دانش زبانش گرفته و اخراجش کرده، طوری که افشین قطبی بعد از بازی در چرخش رویهای ۱۸۰ درجهای مصاحبهای میکنه که میشه موضوع داغ مملکت. و طی اون اعتراض میکنه که اینجا بدترین توهینها به زبان فارسی به داور میشه و کسی ککش نمیگزه وقتی مربی خارجی میگه crazy اخراج میشه..
اینها بماند…
چندی پیش خبرگزاری فارس خبری در مورد قهرمان المپیک افغانستان کار کرده بود و در اون ذکر کرده بود که این قهرمان تا چند سال پیش در ایران آرایشگر بوده. این خبر بنا به دلیلی به مذاق عدهای از افغانها خوش نیامده و قضیه بیخ پیدا کرده و واکنشهایی نشون داده شده، نویسنده خبر مذکور به بهانه پاسخگویی به این واکنشها ( گیریم که یک یا دو یا صد افغان توهین شدید هم کرده باشند) جوابیهای در وبلاگش مینویسه و طی بازشماری اون دسته از جرائمی که توسط افغانها در ایران صورت گرفته این جملات رو در مورد کل نژاد افغان بکار می بره:
نگاهی به آرشیو اخبار مربوط به کثافت کاری هایشان بیش از پیش خشمگینم می کند.
اینها فقط گوشه ای از جنایاتی است که این اجنبی ها در مملکت ما مرتکب می شوند و ادعای حق طلبی هم دارند.
در خاتمه باید بگویم متاسفم از اینکه در این مدت به افغان ها به چشم انسان نگریستم چون حداقل آن عده که اینگونه موضع گیری کردند،نشان دادند لیاقت چنین نگاهی را ندارند.
این مطلب در بالاترین لینک میشه و پس از گذشت ۱۲ ساعت (تااین لحظه) بالای ۷۰ رای مثبت میاره!!!
*خارج از موضوع:
این که برای باشگاههای فوتبال ما هویتی مستقل قائل نمیشن و نگاهی فراملی بهش ندارند ریشهای عمیق داره که برمیگرده به اصل ۴۴ قانون اساسی!، طوری که شب گذشته سرمربی تیم ملی جناب آقای علی دایی در جواب فردوسی پور که پرسیده بود آیا شما میتونی بلایی که سر باشگاههای ایران میاری رو سر اوساسونای اسپانیا هم بیاری و هر وقت که دلت خواست نکونام رو ازشون بگیری که اینطوری تک ستارههای تیمهای مختلف ایران رو که کلی پولشون رو دادند دربست در اختیار میگیری و نتیجه بازیهاشون رو عوض میکنی؟ گفت قوانین فیفا اجازه نمیده این کار رو بکنم ولی باشگهای ایران باید بخاطر تیم ملی فداکاری کنند آیا باشگاهها خودشون رو مهمتر از تیم ملی میدونند؟ (و این یعنی قوانین فیفا در مورد باشگاههای ایرانی کشک چون دولت زورش میرسه به بهانه ملیگرائی باشگاهها رو فلج کنه)
نوشتههای مرتبط قبلی
مرداد
۱۳۸۷
سبقت وسیله از هدف
هرکس میخواهد با آمریکا مبارزه اساسی کند بیاید به این مردم خدمت کند
من تا حالا فکر میکردم بخاطر خدمت اساسی به مردم با دشمنانش مبارزه میشه
شنیدی میگن خدا نماینده آقاست در آسمانها؟
عکس از خبرگزاری مهر
مرداد
۱۳۸۷
منطقه بازی رو عوض کنیم، بکشیم بیرون
لایحه حمایت از خانواده این هفته در دستور کار مجلس قرار میگیره و خورشید خانوم خواسته که به بهانه بازی وبلاگی بیشتر در موردش حرف زده بشه.
مرور سریع
حتما خیلیها درون و برون اینترنت هستند که به هزار و یک دلیل مقالات مفصلی (+ ، +) که در این زمینه نوشته شده رو نخوندند یا نمیتونند بخونند، اگر بخواهیم برای اون دسته داستان این لایحه رو سریع مرور کنیم میتونیم بگیم:
سال گذشته دولت تحت امر احمدینژاد مجموعه قوانینی مربوط به ازدواج و طلاق و… رو تدوین کرد که اونها رو تحت عنوان لایحه حمایت از خانواده، برای تصویب به مجلس قبلی (مجلس هفتم) فرستاد. مادهای جنجالی در این قوانین وجود داره که همه بند و تبصرههای خوب و بد دیگش رو تحتالشعاع قرار داده:
ماده ۲۳- اختیار همسر دائم بعدی، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجراء عدالت بین همسران می باشد.
این بطور خیلی واضح یعنی اینکه هر مرد هر وقت که اراده کنه میتونه همسری جدید اختیار! کنه بدون اینکه همسر قبلیش حق دخالت یا اعتراضی (درخواست طلاق) داشته باشه، فقط کافیه توانایی مالی انجام این کار رو داشته باشه که خوب کسی که این کار رو میکنه بدیهیه که داره.
انگیزه
نظر هر انسانی در مورد ماده ۲۳ کاملا واضحه،اما نکته قابل توجهای که این وسط وجود داره انگیزه وضع این قانونه. هیچ زنی رو از هیچ قشری با هر سطح سواد و دینداری حتی در جامعه و فرهنگی که دولتش این لایحه رو پیشنهاد داده متصور نیستم که با این بند موافقتی حتی ضمنی داشته باشه.
برخلاف کشورهای حوزه خلیج فارس، بافت فرهنگی در ایران هنوز به هیچ مردی اجازه نمیده که سرش رو بالا بگیره و از چند همسریش با افتخار یاد کنه پس خانواده هدفی که قراره توسط این لایحه حمایت بشه چه تعریفی در ذهن لایحهنویسان داره که با خانوادههای ایرانی سازگار نیست؟ این قانون قراره گره از کار چه کسانی باز کنه و به اسم خانواده از چه کسانی حمایت کنه که بین مردم عادی نمیشه پیداشون کرد…
مالیات بر مهریههای سنگین خودش داستان جالبیه مشابه ابتکارات دیگه اقتصاد دستوری دولت نهم، در قوانینی که مرد طلاق میده و زن طلاق میگیره مهریه تبدیل شده به ابزاری برای جلوگیری از سوءاستفاده از قوانین مردانه، این که از وجود مهریه با همه مزخرف بودن فلسفه وجودیش دفاع میشه برای اینه که امکان حق طلاق داشتن زن دور از ذهنه، اگر میگن صد رحمت به قانون مضحک اجازه همسر اول برای تجدید فراش مرد، قبول داشتن همون توهین هم نیست، بخاطر اینه که اجازه چند همسری برای زنان دور از ذهنه، اگر خانمها این شروط رو ضمن عقد ذکر میکنند برای اینه که درحالت پیشفرض قوانین کاملا مردانه است.
منطقه بازی رو عوض کنیم:
اینترنت اگر نبود، آبی و قرمزهای اینجا دیده نمیشد، اگر ده بار از روی این لایحه میخوندیم شاید متوجه نمیشدیم که اجازه همسر اول از شروط ازدواج دوم مرد حذف شده، اینترنت اما وسیله است، رسانه است، نباید در دام تکرارش افتاد، نباید تو برای من بگی من حرفهای تو رو با جمله بندیهای دیگه به خودت برگردونم و تکرار کنم.
تو قوطی داد زدن فایده نداره قبل از اینکه مثل من از عزیز مسنی که محدود به رسانههای انحصاریه بشنوید: «شنیدی یک قانون خوب تصویب شده که داره مشکل مهریههای سنگین رو از پیش پای جوونها بر میداره» دست بکار شیم و به ازای هر وبلاگنویسی که به نوشتن در این مورد دعوت میکنیم برورشوری که برای اطلاعرسانی در این زمینه تهیه شده رو به دو نفر در بیرون اینترنت برسونیم.
اینجا رو عدهای محبت دارند میخونند، ولی مفیدتر میدونم که برم اینجا و اینجا به صورت اتفاقی از ده خانم وبلاگنویس دعوت کنم نظرشون رو در مورد این لایحه بنویسند. اگر افتخار ندن شاید این فایل پیدیاف رو برای انتشار پرینت بگیرند.
عکسها از corbis، cartoonstock و Department of History از Virginia Tech







